تبليغاتX
کلبه تنهایی من

قلب برفی

کاشکی قلب همه ی ادم ها ساده و بی ریا بود

همه ی دل شکسته ها فدای دل زهرا (س)

اگه زخم نخورده بودم

تو رو باور نمی کردم

توی این حصاره غربت با غمت سر نمی کردم

از پس ایینه ی اشک چشم به راه تو می مونم . . .

مهم نیست که هیچکس نمی خواد باهم باشیم ،

مهم اینه که خدا هیچ وقت دل عاشق های واقعی رو نمی شکنه.

می دونم یه روز به ارزوم می رسم  . . .

 

 

 

                                            هیچکس

 


 

نوشته شده توسط "هيچكس پسر اتش" در Mon 5 Jan 2009 ساعت 18:36 موضوع | لینک ثابت


جرم:گناه دیگران مجازات:تنهایی

اخرین تیکه ی قلبم

زورکی نخند عزیزم

می دونم اومدی بازی

نمی خوام این اخرین بازی زندگیم، ببازی

خودت و راحت کن و فکر کن که جبران گذشته است

از منم می گذره اما به دلت چاره نسازی

اومدی بشکنی، بشکن

از منه ساده چی مونده

قبل تو هر کی بوده

تمومه تار و پود سوزونده

تو هم از یکی دیگه سوختی می خوای تلافی باش

بیا این تو و دل و باقی احساسی که مونده

دل ما اونقدر پاره است

موندنش مرگ دوباره است

اسمون سینه ی ما خیلی وقته بی ستاره است

همینی  که باقی مونده  واسه دل خوشی تو بشکن

تیکه تیکه هام و بردن

اخرینشم تو بکن

نمی خوام بگذری عمری

خسته شی واسه فریبم

یقه تو نمی گیره هیچکس

اخه من اینجا غریبم

بزن و برو عزیزم

مثل هر کس که زد و برد

نفرین به این دل که همیشه به گناه دیگران مرد

نفرتت رو از غریبه، سر یک غریب خراب کن

خنده ی کوتاهمم رو بیا گریه کن عذاب کن

مهم هم نیست که چه جرمی یا گناهی این سزاشه

باقی دلم یه مشت خاک

همین هم می خوام نباشه

عقده های یه شکست و خالی کن سر دل من

دیگه متروک مونده و سرد خاک پیر ساحل من

از نگاه هات خوب می فهمم

که تو فکرت یه فریبه

بازی بسه پاشو بشکن

من غریب و تو غریبه

 

                                                             هیچکس


 

نوشته شده توسط "هيچكس پسر اتش" در Fri 2 Jan 2009 ساعت 18:43 موضوع | لینک ثابت


کسی که دلم رو شکست،بهترین کسم بود.

می بخشمت

hichkas

کسی که دلم رو شکست،بهترین کسم بود.

همیشه بدترین ها از توی بهترین ها انتخاب می شن.

فقط بهترین ها هستن که می تونن بدترین باشن.

بهم گفت دوست دارم،عاشقتم،تو همه کس و همه چیزمنی ، با گره ها ش گریه می کردم با خنده هاش می خندیدم،همه ی لحظه هامو پیشش بودم اما اون حرمت لحظه ها رو شکست،

اون تنهام گذاشت و رفت.

غربت لحظه ی خسته

راه خنده هام رو بسته

کمر گیتار عشقم

زیر بار غم شکسته

شب یلدام ساکت و سخت

حسرت شب خالی ازدرد

تا که دق نکرده رویا

تو رو جونه لحظه برگرد

تنهای تنهام گذاشت،می خواست با همه ی این تنهایی هایی که دارم امید رو هم ازم بگیره.

امید تنها چیزی بود که واسم مونده بود،امیدم رو بهش ندادم،چون می خواستم ببخشمش.

بخشش بدون امید ممکن نیست.

نمی دونم چرا می خواست واسه جرمی که خودش مرتکب شده بود منو مجازات کنه.

اما من . . . . . . . . . . . . . . . می بخشمش.

می بخشمش،واسه اینکه قلبم رو لایق ارامش می دونم.

می بخشمش،واسه اینکه نمی خوام باور کنم که تنهام گذاشت.

می بخشمش،نمی خوام ادعایی از کسی داشته باشم.

می بخشمش،شاید شب های طوفانی دلم تموم شن.

می بخشمش،اخه نمی خوام نفرینش کنم.

می بخشمش،شاید که مرحمی باشه واسه غم هام.

می بخشمش،شاید که بتونم تنهاییم رو راضی کنم.

می بخشمش،شاید که با این کارم هیچ وقت فراموشش نشم.

می بخشمش،اخه هنوزم که هنوز خیلی خیلی دوسش دارم.

می بخشمش،چون می خوام فکر کنم که لایقش نبودم.

می بخشمش،شاید یه روز یکی بهم بگه که چرا تنهام گذاشت.

می بخشمش به هزار و یک امید و دلیل . . .

 

اه چکرم فریادوا دولارسان

قلبوا بیر داغ چکرم سنارسان

من سنون هجرانوا چوخ دوزموشم

سنده منیم حسرتیما یانارسان

 

                                               هیچکس

 


 

نوشته شده توسط "هيچكس پسر اتش" در Wed 24 Dec 2008 ساعت 14:36 موضوع | لینک ثابت


خیلی تنهام

يه روز بهم گفت: مي خوام باهات دوست بشم.

آخه ميدوني من اينجا خيلي تنهام....

بهش لبخند زدم و گفتم: آره ميدونم. فکر خوبيه . منم خيلي تنهام....

يه روز ديگه بهم گفت: مي خوام تا ابد باهات بمونم.

آخه ميدوني من اينجا خيلي تنهام....

بهش لبخند زدم و گفتم: آره ميدونم. فکر خوبيه. منم خيلي تنهام....

يه روز ديگه بهم گفت: مي خوام برم يه جاي دور.جايي که هيچ

مزاحمي نباشه. وقتي همه چيز حل شد تو هم بيا اونجا.

آخه ميدوني من اينجا خيلي تنهام....

بهش لبخند زدم و گفتم: آره ميدونم. فکر خوبيه. منم خيلي تنهام....

يه روز تو نامه برام نوشت: من اينجا يه دوست پيدا کردم.

آخه ميدوني من اينجا خيلي تنهام....

براش يه لبخند کشيدم و زيرش نوشتم: آره ميدونم.فکر خوبيه. منم خيلي تنهام....

يه روز ديگه تو نامه برام نوشت: من قراره با اين دوستم تا ابد........

لبخند کشيدم و زيرش نوشتم: آره ميدونم .فکر خوبيه .منم خيلي تنهام....

حالا ديگه اون تنها نيست و از اين بابت خوشحالم و چيزي که

بيشتر از اون خوشحالم ميکنه اينه که هنوز نميدونه

که من خيلي خيلي تنهام

باران


 

نوشته شده توسط "هيچكس پسر اتش" در Tue 25 Nov 2008 ساعت 13:59 موضوع | لینک ثابت


نه میشه باورت کنم...

نه ميشه باورت کنم نه ميشه از تو رد بشم
نه ميشه خوب من بشي نه ميشه با تو بد بشم
نه دل دارم که بشکني نه جون دارم فدات کنم
نه پاي موندنه مني نه ميتونم رهات کنم
نه ميتونه تو خلوتش دلم صدا کنه تو رو
نه ميتونم بگم بمون نه ميتونم بگم برو
کجا برم که عطر تو نپيچه توي لحظه هام
قصه مو از کجا بگم که پا نگيري تو صدام
چه جوري از تو بگذرم تويي که معني مني
تويي که از مني اگر تيشه به ريشه ميزني
نه ساده اي نه خط خطي نه دشمني نه هم نفس
نه با تو جايه موندنه نمونده راه پيش و پس
نميشه با تو باشم و اسيره دست غم نشم
فقط ميخوام با خواستنت تا هستم از تو کم نشم

باران


 

نوشته شده توسط "هيچكس پسر اتش" در Tue 21 Oct 2008 ساعت 15:28 موضوع | لینک ثابت


عشق چیست؟؟؟؟

سلام خوبید؟

من بارانم.داداش هیچکسم وبلاگشو سپرده بود دست من که تا وقتی که نیست

براش آپ کنم ولی واسه منم یه مشکلی پیش اومد که نتونستم تا یه چند وقتی

بیام نتواقعا شومنده ی همتونم.این یه داستان عاشقانه ی قشنگه من که

خیلی خوشم اومد امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.

سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟

هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه

می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی

که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده  بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه

کردن معلم اونو دید و گفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟

لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت:عشق؟

دوباره یه نیشخند زدو گفت:عشق... ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو

دیدی که بهت بگه عشق چیه؟

معلم مکث کردو جواب داد:خب نه ولی الان دارم از تو می پرسم

لنا گفت:بچه ها بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا عشق رو

درک کنید نه معنی شفاهیشو حفظ کنید و ادامه داد:من شخصی رو دوست

داشتم و دارم از وقتی که عاشقش شدم با خودم عهد بستم که تا وقتی که

نفهمیدم از من متنفره بجز اون شخص دیگه ای رو توی دلم راه ندم برای یه

دختر بچه خیلی سخته که به یه چنین عهدی عمل کنه. گریه های شبانه  

و دور از چشم بقیه به طوریکه بالشم خیس می شد اما دوسش داشتم

بیشتر از هر چیز و هر کسی حاضر بودم هر کاری براش بکنم هر کاری...

من تا مدتی پیش نمی دونستم که اونم منو دوست داره ولی یه مدت پیش

فهمیدم اون حتی قبل ازینکه من عاشقش بشم عاشقم بوده چه روزای

عشنگی بود  sms بازی های شبانه صحبت های یواشکی ما باهم خیلی

خوب بودیم عاشق هم دیگه بودیم از ته قلب همدیگرو دوست داشتیم و

هر کاری برای هم می کردیم من چند بار دستشو گرفتم یعنی اون دست منو

گرفت خیلی گرم بودن عشق یعنی توی سردترین هوا با گرمی وجود یکی

گرم بشی عشق یعنی حاضر باشی همه چیزتو بهخاطرش از دست بدی عشق

یعنی از هر چیزو هز کسی به خاطرش بگذری اون زمان خانواده های ما زیاد باهم

خوب نبودن اما عشق من بهم گفت که دیگه طاقت ندارم و به پدرم موضوع رو گفت

پدرم ازین موضوع خیلی ناراحت شد فکر نمی کرد توی این مدت بین ما یه چنین

احساسی پدید بیاد ولی اومده بود پدرم می خواست عشق منو بزنه ولی من

طاقت نداشتم نمی تونستم ببینم پدرم عشق منو می زنه رفتم جلوی دست

پدرم و گفتم پدر منو بزن اونو ول کن خواهش می کنم بذار بره بعد بهش اشاره

کردم که برو اون گفت لنا نه من نمی تونم بذارم که بجای من تورو بزنه من با یه

لگد اونو به اونطرف تر پرتاب کردم و گفتم بخاطر من برو ... و اون رفت و پدرم

من رو به رگبار کتک بست عشق یعنی حاضر باشی هر سختی رو بخاطر

راححتیش تحمل کنی.بعد از این موضوع غشق من رفت ما بهم قول داده بودیم

که کسی رو توی زندگیمون راه ندیم اون رفت و ازون به بعد هیچکس ازش خبری

نداشت اون فقط یه نامه برام فرستاد که توش نوشته شده بود: لنای عزیز همیشه

دوست داشتم و دارم من تا آخرین ثانیه ی عمر به عهدم وفا می کنم منتظرت می

مونم شاید ما توی این دنیا بهم نرسیم ولی بدون عاشقا تو اون دنیا بهم می رسن

پس من زودتر می رمو اونجا منتظرت می مونم خدا نگهدار گلکم مواظب خودت باش  

دوستدار تو (ب.ش)

لنا که صورتش از اشک خیس بود نگاهی به معلم کردو گفت: خب خانم معلم

گمان می کنم جوابم واضح بود

معلم هم که به شدت گریه می کرد گفت:آره دخترم می تونی بشینی

لنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گریه می کردن ناگهان در باز شد و ناظم

مدرسه داخل شدو گفت: پدرو مادر لنا اومدن دنبال لنا برای مراسم ختم

یکی از بستگان

لنا بلند شد و گفت: چه کسی ؟

ناظم جواب داد: نمی دونم یه پسر جوان

دستهای لنا شروع کرد به لرزیدن پاهاش دیگه توان ایستادن نداشت

باران

ناگهان روی زمین افتادو دیگه هم بلند نشد

آره لنای قصه ی ما رفته بود رفته بود پیش عشقش ومن مطمئنم اون دوتا

توی اون دنیا بهم رسیدن...

لنا همیشه این شعرو تکرار می کرد

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟       خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟       آغاز کسی باش که پایان تو باشد


 

نوشته شده توسط "هيچكس پسر اتش" در Wed 10 Sep 2008 ساعت 11:17 موضوع | لینک ثابت


تقدیم به خواهر برادرای عزیزم که خیلی دوسشون دارم

تقدیم به شما

این اپ و تقدیم می کنم به همه خواهر و برادرای عزیزم که داداش هیچکسشون از اون ها شرمنده است.

از این که نمی تونه به گامنت های خواهر برادراش جواب بده

از این که نمی تونه محبت اون ها رو جبران کنه

تقدیم به خواهر های نازم الهام،غزل،ریحانه،ارزو،باران،الناز،فرحناز،پرستو،لاله،

سحر،فائزه،نیلوفر،هستی،نسترن،سمیرا،لیلی،سمیه،رکسانا،وفا،چک نویس

مرجان،نیاز،پرنده،شکیلا،دختری از جنس بلور،شکیبا

داداش های عزیزم که خیلی خاطرشون و میخوام

علی رضا،رهگذر،امیر حسین،ایدین،شریف،محمد رضا،مهران،علی

حمید رضا،فرهاد

خوش به حال من که این همه خواهر برادر مهربون دارم

اما داداشی مثل من به چه دردی می خوره که به خاطره مشغله ی کاری و کمبود وقت نمی تونه به موقع ازشون با خبر شه و یه گامنت ناقابل از خودش به یادگار بذاره

در مقابل محبت هاتون هیچی نمی تونم بگم جز اینکه

همتون رو از ته ته ته دلمممممممممممم دوست دارم

براتون ارزوی موفقیت می کنم

بهترن لحظات زندگی رو با اون هایی که دوسشون دارین براتون ارزو می کنم

از این که دیر اپ می کنم و نمی تونم به گامنت هاتون به موقع جواب بدم شرمندتون هستم.

در پناه خدای مهربون

 

                                      هیچکس


 

نوشته شده توسط "هيچكس پسر اتش" در Sun 10 Aug 2008 ساعت 2:24 موضوع | لینک ثابت


اخرین منجی

وقتشه بیای ناجی انسان

خیس چشم هام زیر فشار

روحم از دست رفته و

قلبم شده یه توده از غم

صدای حق حق من توی تاریکی شب

صدای شکستن صدای سرد من

مادرم میگفت اگه زیاد شه فساد

اگه بین طبقات مردم بیشتر شه اختلاف

اگه همه فراموش کنن دین و ایمان و

یا از راه دین و ایمان در بیارن اب و نون و

اون موقع است که تو میای بیااااا

چون دیگه وقتشه

کلید رهایی از زندان توی دستته

منجی انسان

نور خدا

بیا ما رو نجات بده از ظلمت و ریا

این جمعه هم نشد

جمعه ی بعدی

تو ما رو نجات می دی

چون ناجی بشری

وقتشه بیای منجی انسان

 

 

                                                            

                                           هیچکس

 


 

نوشته شده توسط "هيچكس پسر اتش" در Sun 10 Aug 2008 ساعت 1:52 موضوع | لینک ثابت


طاقت بیار . . .

خسته نشو اگه تموم راه ها

پیش تو و سادگی هات بسته شن

طاقت بیار اگه همه ادم ها

از این که پا به پات بیان خسته شن

دوام بیار خسته نشو از سفر

تنهایت هم بذار رو دوشت ببر

 

                                      هیچکس   


 

نوشته شده توسط "هيچكس پسر اتش" در Wed 9 Jul 2008 ساعت 0:38 موضوع | لینک ثابت


حوصله کن . . .

این اپ و مدیونه ابجی بارانه نازم هستم

چون هم عکسش انتخاب اونه هم شعرش رو اون بهم هدیه کرده

ازش خیلی خیلی ممنونم

حوصله کن

می خوام که بارونی بیارم تو شبت

حوصله کن

می خوام قشنگ بشن همه قصه هات

حوصله کن

می خوام که نقاشی کنم رو دیوار قلبت

ویرون کنم نقش تمومه غصه هات

حوصله کن

بذار تا با هم حس کنیم عاشقی رو تو لحظه ها

می خوام که دنیام و بذارم به پات

حوصله کن

می دونم به وسعت یه اسمونی  خب منم زمین

ما یه دنیای داریم با هم دیگه

حوصله کن

می خوام که ستاره ها همه واسه نگاهت صف بکشن

دل به تمنای نگاهت پر بزنه

حوصله کن

می خوام که دنیا رو با هم رنگ اسمون کنیم

از پیشم نرو،ببین واست خیسه چشام

حوصله کن

پیشم از هر چی دلت خواست گله کن

حوصله کن

 

 

                                                هیچکس


 

نوشته شده توسط "هيچكس پسر اتش" در Sat 28 Jun 2008 ساعت 21:38 موضوع | لینک ثابت


سنگ صبور غم هام

تنها پناه دل تنگی هام

رفیق من سنگ صبور غم هام

به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم

چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونم و دل زده از لیلی ها

خیلی دلم گرفته از خیلی ها

تنهای بی سنگ صبور

خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست

موندی و راه چاره نیست

اگر که هیشکس نیومد

سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش

طاقت بیار و مرد باش

امااااااااااااااااااااااااااااااااا  تو کوه درد باش

طاقت بیار و مرد باش

 

                  قلب یخی یه روز می شکنه

 

 

 

 

                  طاقت بیار و مرد باش

 

   

 

 

                                    هیچکس

                                       

 


 

نوشته شده توسط "هيچكس پسر اتش" در Thu 12 Jun 2008 ساعت 22:24 موضوع | لینک ثابت


تنها چیزی که ارومم میکنه دریاست

تقدیم به شما

تنها چیزی که تو این دنیا ارومم می کنه دریاست

شما رو نمی دونم اما من دریا رو خیلی دوست دارم

شاید خیلی ها دریا رو دوست داشته باشن

اما حسی که من به دریا دارم شاید به عزیز ترین کسم هم نداشته باشم

روز هایی شده که کنار ساحل نشستم ساعت ها محو تماشاش شدم 

وقتی کنار دریام زمان و حس نمی کنم  چشمام از نگاه کردن بهش خسته نمیشه

جالب اینجاست شهری هم که من توش زندگی می کنم به دریا زیاد نزدیک نیست

تنها چاره ی دلتنگی هام دریاست.

می دونم شاید این حرفام برا بعضی ها چرت و پرت بیاد فقط همینطوری خواستم یه کم از چیزی که خیلی دوسش دارم حرفی زده باشم.

                                              هیچکس

                                              

                                          هیچکس


 

نوشته شده توسط "هيچكس پسر اتش" در Tue 10 Jun 2008 ساعت 21:30 موضوع | لینک ثابت


خیلی دوستون دارم

دل شما مثل همین دریاست

 

سلاممممممممممممممممممممم به همه ی اون هایی که تو این مدت که نبودم به یاده برادر بی معرفتشون بودن برادری که هیچی از احساس سرش نمی شه

سلام ابجی شکیبا ابجی ریحانه،مرجان ،باران،نسترن،شکیلا،داداش محمد،داداش امیر حسین،ابجی ارزو،الهام،سارا،نیلوفر ،داداش علیرضا،ابجی عسل یکی از خواهر های نازم هم که اسمشو نمی دونم اما اسم وبش قفسی قد تموم اسمون،دختری از جنس بلور،خودخواه،چک نویس،مریم ،غزل،نگار ،داداش علی ،احسان و خیلی های دیگه که الان حضور ذهن ندارم،همتون و دوست دارم

ایشالا تو این مدتی که هستم به همتون یکی یکی سر می زنم خیلی دوست دارم اپ های جدیدتون و ببینم دلم براشون تنگ شده.

به خدا خیلی خیلی ازتون شرمنده ام

این روز ها اینقدر کارم زیاد شده که اصلا نمی تون به نت بیام البته اون جایی هم که من هستم نه سیستم دارم نه دسترسی به نت.

به هر حال از همه خواهر های نازم مهربونم و برادرای با معرفتم معذرت می خوام

با این اپم خواستم یه تشکر ناقابل ازشون در برابر این همه محبتاشون کنم

این چند وقتم وبم  دسته خودم نبوده سپرده بودم دست یکی از خواهر های ناز و مهربونم که ابجی ریحانم باشه که زحمت کشیده یه اپ خوشکلم برام گذاشته ازش خیلی خیلی خیلی ممنونم.

امیدوارم هر جا که هستن زندگی سرشار از عشق محبت صداقت داشته باشن

از خدا می خوام هیچ وقت دلشون نگیره

هیچ وقت احساس نکنن تو این دنیا تنها هستن

همیشه سایه اون هایی که دوسشون دارن بالا سرشون باشه

زندگی به کامشون باشه

به همه ارزو هایشون برسن

خلاصه هر چی خوبی قشنگیه براشون ارزو دارم

امیدوارم هیچ کدوم از خواهر برادرای من تو زندگی هیچ مشکلی نداشته باشن هیچ دردی رو احساس نکنن اما اگه خدای نکرده مشکلی هم براشون پیش اومده باشه از خدا می خوام منو به تحمل اون سختی و مشکلات به اونا ترجیح بده دوست دارم همه ی خواهر برادرام تو زندگیشون همیشه شاد باشن

فعلا به خدا می سپارمتون

همتون دوست دارم

مراقب خودتون باشین

 

                                             

                                             هیچکس


 

نوشته شده توسط "هيچكس پسر اتش" در Mon 9 Jun 2008 ساعت 15:3 موضوع | لینک ثابت


دوستت دارم


 

نوشته شده توسط "هيچكس پسر اتش" در Sun 4 May 2008 ساعت 17:29 موضوع | لینک ثابت


سلام

اسمان ابری

بعضی وقت ها همه ی دنیا رو میشه فقط تو اسمون دید.

 

                                    هیچکس

 

 


 

نوشته شده توسط "هيچكس پسر اتش" در Tue 15 Apr 2008 ساعت 20:43 موضوع | لینک ثابت